زود /zuːd/ Adjective

English
early
ไทย
แต่เช้า / แต่เนิ่นๆ

Example

  • نورِ بامدادینِ (سپیده‌دمِ / آغازینِ / نخستینِ) هوا اغلب آرام‌ترین است.
  • The early morning light is often the most peaceful.
  • صبح زود در فرهنگ ایرانی بسیار گرامی شمرده می‌شود.