بدبختی /bædbæxtiː/ Noun

English
misery
Türkçe
elem

Example

  • ماه‌های طولانی زمستان، دوره‌ای از **اندوهِ محض** برای روستاییانِ تنها بود.
  • The long winter months were a period of pure misery for the isolated villagers.
  • استفاده از «اندوه محض» لحن ادبی و سنگینی دارد.