خیر خواستن /xejr-e xɒːstæn/ Verb
- English
- bless
- Türkçe
- hayır dua etmek / kutsamak
Example
- کشیش بر جماعت [برکت دادن] (موهبت بخشیدن / تأیید کردن) — of: The priest blessed the congregation.
- The priest blessed the congregation.
- این کاربرد سنتی و مذهبی است، اما در فارسی مدرن برای آرزوی خوب هم به کار میرود.