به‌موقع /be.mow.ɢeʔ/ Adjective

English
timely
Türkçe
vaktinde

Example

  • ورود به‌موقع پلیس از وقوع یک حادثه ناگوار جلوگیری کرد. (جلوگیری / ممانعت / دفع)
  • A nasty incident was prevented by the timely arrival of the police.
  • استفاده از 'به موقع' برای تأکید بر دقت زمانی در موقعیت‌های حساس.