بیرون /biːruːn/ AdverbEnglishoutsideTürkçedışarıExampleمن دارم بیمار میبینم؛ لطفاً بیرون منتظر بمانید.I'm seeing a patient—please wait outside.استفاده از 'بیرون' به عنوان قید مکان در انتهای جمله.