بریدن /boɾiːdæn/ Noun

English
cutting
Türkçe
kopya

Example

  • او یک بُرش از نقد فیلم را در آلبوم یادگاری‌اش نگه داشت.
  • She kept a cutting of the review in her scrapbook.
  • استفاده از «بُرش» برای اشاره به بریده‌ی مطبوعاتی رایج است.