چرم /tʃærm/ NounEnglishleatherTürkçederiExampleاو یک کت [چرم] نو برای زمستان خرید. (INLINE SYNONYMY: خریدن کتِ [چرم] / [پوست] / [جلد] نو برای زمستان)She bought a new leather jacket for the winter.رایجترین و خنثیترین واژه برای این ماده است.