کنترل /kon.trol/ Noun

English
control
Türkçe
kontrol

Example

  • حزب انتظار دارد کنترل شورا را در انتخابات آینده به دست آوردن (به دست آوردن / کسب کردن / یافتن) — این کلمه در سیاست بسیار رایج است.
  • The party expects to gain control of the council in the next election.
  • در فارسی، 'به دست آوردن' رایج‌تر از 'گرفتن' است.