دقیق /dæˈghiːgh/ Adjective
- English
- accurate
- Türkçe
- i̇sabetli
Example
- او شرحی «دقیق» از مظنون ارائه داد. (دقیق / صحیح / درست) — او یک توصیفِ بینقص از متهم داد.
- She gave an accurate description of the suspect.
- در اینجا «دقیق» بار معناییِ سنجشپذیری دارد.