احیا کردن /ehjɒː kærˈdæn/ Verb

English
revive
Türkçe
canlandırmak

Example

  • تکنسین‌ها با سرعت عمل کردند تا بیمار بیهوش را **زنده کنند** (جان بخشیدن / احیا کردن / برپا کردن)؛ نفس بیمار برگشت.
  • The paramedics worked quickly to revive the unconscious patient.
  • «زنده کردن» در اینجا کاملاً پزشکی و فوری است.