اعمال کردن /eʕmɒːl kær dæn/ Verb

English
enforce
Türkçe
uygulatmak

Example

  • شورای شهر تصمیم گرفت مقررات جدید پارکینگ را اِعمال کند/به کرسی نشاند. (اجرا کردن / به کرسی نشاندن) — از: The city council decided to enforce the new parking regulations.
  • The city council decided to enforce the new parking regulations.
  • «به کرسی نشاندن» بار معنایی پیروزی و موفقیت در اِعمال نظر را دارد.