اجرا /edʒɾɒː/ NounEnglishexecutionTürkçei̇craExampleتأخیر در اجرای پروژه (اجرا / پیادهسازی / به انجام رساندن) به دلیل کسری بودجه پیش آمد.The execution of the project was delayed by budget cuts.در اینجا 'اجرا' برای طرح و برنامه بهترین است.