فرد /fær-d/ Adjective

English
individual
Türkçe
birey

Example

  • ما اجزای فردی موتور را بررسی کردیم. (تک‌تک / مجزا / منفرد) — ما اجزای موتور را بررسی کردیم.
  • We analyzed the individual components of the engine.
  • استفاده از 'فردی' در اینجا بسیار رایج و مدرن است.