همسایه /hæmsɒːjɛ/ Noun

English
neighbour
Türkçe
komşu

Example

  • ما از حمایت دوستان و همسایگانمان بسیار بهره‌مند شدیم.
  • We've had a lot of support from all our friends and neighbours.
  • همسایه در اینجا به صورت جمع مستتر آمده است.