کلیسا /kelisɒː/ Noun

English
church
Türkçe
kilise

Example

  • مراسم عروسی در یک کلیسای قدیمی و زیبا برگزار شد. (برگزاری / ساختن / تحمل کردن)
  • The wedding was held in a beautiful old church.
  • کلمه 'برگزار شد' برای مراسم طبیعی‌تر است.