میز /miːz/ Noun

English
table
Türkçe
masa

Example

  • همه دورِ میز شام جمع شدیم تا غذایی مشترک بخوریم.
  • We gathered around the dinner table to share a meal.
  • استفاده از فعل «جمع شدن» برای دور میز بسیار رایج است.