بازنشستگی /bɒːznæʃæstɛgiː/ Noun

English
pension
Türkçe
emekli aylığı

Example

  • او تماماً به **مستمری** دولتی‌اش **تکیه دارد** (تکیه کردن / اتکا کردن / وابستگی داشتن) — و این تنها درآمد اوست.
  • He relies entirely on his state pension.
  • استفاده از «مستمری» در اینجا بسیار رایج و استاندارد است.