نماینده /næmɒːjændɛ/ Noun

English
agent
Türkçe
temsilci

Example

  • نمایندهٔ ما در نیویورک، کلیهٔ فروش‌های آمریکا را پیگیری می‌کند.
  • Our agent in New York deals with all US sales.
  • نماینده (نمایندهٔ ما) در اینجا نقش کارگزار تجاری را دارد.