ریل /reɪl/ NounEnglishrailTürkçekorkulukExampleاو به **نردهی** کشتی تکیه داد و به دریا خیره شد.She leaned on the ship's rail and gazed out to sea.استفاده از 'نرده' برای اشاره به محافظ کنار عرشه بسیار رایج است.