پوشش /puːʃɛʃ/ NounEnglishcoverageTürkçekapsamExampleپوششِ زندهٔ مأموریت فضایی، بسیار گیرا بود.The live coverage of the space mission was captivating.استفاده از اِضافه (پوششِ زنده) برای اتصال دو کلمه ضروری است.