رفتار /ræftɒːr/ Noun

English
conduct
Türkçe
tavır

Example

  • ورزش یک آیین‌نامهٔ سخت برای **سیرت** دارد.
  • The sport has a strict code of conduct.
  • سیرت بار معنایی اخلاقی و پایدارتری دارد.