شعله /ʃoʊlæ/ Noun

English
flame
Türkçe
alev

Example

  • زبانه‌های زرد کوچک یک کبریت، چهره‌اش را روشن کرد. (لهیبِ زردِ کوچکِ یک کبریت چهره‌اش را روشن کرد.)
  • The tiny yellow flame of a match illuminated her face.
  • استفاده از 'زبانه‌ها' برای توصیف شکل شعله رایج است.