شناور /ʃenɒːˈvɑːr/ VerbEnglishfloatTürkçesüzülmekExampleگروهی از قوهای زیبا، آرام بر روی آب [شناور ماندند].A group of swans floated by.استفاده از «شناور ماندن» برای زیبایی و حرکت آرام.