اسلش /slæʃ/ Verb

English
slash
Türkçe
yarmak

Example

  • مهاجم با تیغ، لباس قربانی را پاره کرد (پاره کردن / شکافتن / بریدن).
  • The attacker slashed the victim's coat.
  • در اینجا 'پاره کردن' حس آسیب ناگهانی را منتقل می‌کند.