عمر /omr/ NounEnglishlifetimeTürkçeömür boyuExampleاو تمامِ عمرِ خود را صرفِ ساختنِ کسبوکارش کرد. (تمامِ عمر / طولِ عمر / یک عمر)He spent a lifetime building his company.استفاده از 'تمامِ عمر' بسیار صمیمی و تأکیدی است.