تدارک /tædɒːɾok/ Noun

English
provision
Türkçe
sağlama

Example

  • تأمینِ خدمات درمانی یک اولویت است. (تأمین / تدارک / مهیاسازی)
  • The provision of healthcare is a priority.
  • در اینجا «تأمین» بار معناییِ استمرار و کلیت دارد.