پچپچ /pætʃ.pætʃ/ NounEnglishwhisperTürkçefısıldamak / fısıltıExampleصدایِ [زمزمه] ضعیفی از راهرو شنیدم.I heard a faint whisper from the hallway.استفاده از 'زمزمه' برای اشاره به صدای کم، بسیار رایج است.