باقی‌مانده /bɒːɢiːmɒːndɛ/ Noun

English
remainder
Українська
залишок

Example

  • من تعدادی از کتاب‌هایش را نگه داشتم و **باقی‌مانده‌ی** آن‌ها را بخشیدم.
  • I kept some of his books and gave away the remainder.
  • باقی‌مانده در اینجا نقش مضاف‌الی را دارد.