به‌سختی /be.sæx.tiː/ Adverb

English
hardly
Українська
ледве

Example

  • چایِ باقی‌مانده، تقریباً هیچ است. (به ندرت چایی باقی مانده است)
  • There's hardly any tea left.
  • تأکید بر کمیابی شدید موجودی.