دور /duːr/ Adjective
- English
- remote
- Українська
- віддалений
Example
- آنها در یک روستای کوهستانیِ **دورافتاده** زندگی میکنند. (دورافتاده / دوردست / ناشناس) — تمرکز بر مکان فیزیکی.
- They live in a remote mountain village.
- استفاده از «دورافتاده» حس انزوا و دوری بیشتر را منتقل میکند.