گسترده /ɡostærˈdɛ/ Adjective

English
widespread
Українська
поширений

Example

  • طوفان خساراتِ گسترده‌ای در سراسر ساحل به بار آورد. (خساراتِ گسترده / فراوان / وسیع)
  • The storm caused widespread damage across the coast.
  • استفاده از 'گسترده' برای اشاره به دامنهٔ فیزیکی یا مفهومی.