مجسمه /moʒæs.mæ/ Noun
- English
- sculpture
- Українська
- скульптура
Example
- پارک، یک مجسمهٔ بزرگ برنزی از یک قهرمان محلی را در خود جای داده است.
- The park features a large bronze sculpture of a local hero.
- مجسمه (تندیس / اثر حجمی) — در اینجا «مجسمه» رایجترین است.