مِس /mes/ NounEnglishcopperУкраїнськамідьExampleسیمکشی ساختمان با کابلهای نوِ **مس** بازسازی شد. (مس / فلز سرخ / فلز سرخفام)The house was rewired with new copper cables.در اینجا «مس» به عنوان ماده اولیه سیمکشی ذکر شده است.