مکرر /mokærrær/ Adjective

English
repeated
Українська
повторний

Example

  • او تماس‌های مکرر مرا نادیده گرفت. (نادیده گرفتن / چشم‌پوشی کردن / بی‌توجهی کردن)
  • She ignored his repeated calls.
  • استفاده از 'مکرر' برای تماس‌ها بسیار رایج و شیک است.