مکرر /mokærrær/ AdjectiveEnglishfrequentУкраїнськаЧастий / ЧастоExampleاو یک بازدیدکنندهٔ مکرر این کشور است. (زیاد / پیاپی / مکرر)He is a frequent visitor to this country.در فارسی، استفاده از فعل 'بودن' با قید تکرار رایجتر است.