مربی /moræbbiː/ Noun

English
coach
Українська
Тренер

Example

  • سرمربیِ تیم تصمیم گرفت استراتژی را تغییر دهد.
  • The head coach decided to change the strategy.
  • استفاده از «سرمربی» برای مربی اصلی تیم.