نشستن /neʃæstæn/ Verb

English
sit
Українська
сидіти

Example

  • او نشست و به نامهٔ پیش رویش خیره ماند. (تکیه زدن / جا خوش کردن / قرار گرفتن)
  • She sat and stared at the letter in front of her.
  • نشستن در اینجا حالت سکون و تمرکز را می‌رساند.