سگ /sæg/ NounEnglishdogУкраїнськапесExampleمن سگ را برای گردش (بردن / هدایت کردن / همراهی کردن) به پارک بردم.I took the dog for a walk in the park.پیادهروی با سگ در شهرها رایج است اما هنوز به اندازه غرب فراگیر نیست.