شتاب /ʃetɒːb/ Noun

English
momentum
Українська
на́бір ходу

Example

  • کمپین پس از سخنرانی نامزد، **شتاب گرفت** (نیروی محرکه / تکانه / شتاب).
  • The campaign gathered momentum after the candidate's speech.
  • استفاده از فعل «گرفتن» بسیار رایج است.