اسکی /eskiː/ Noun

English
skiing
Українська
кататися на лижах

Example

  • او به اندازه‌ی دوچرخه‌سواری، از اسکی‌بازی [اسکی‌بازی / سُر خوردن روی برف / اسکی‌رانی] لذت می‌برد.
  • He also enjoys skiing and mountain biking.
  • استفاده از اسکی‌بازی برای اشاره به فعالیت ورزشی.