تمرکز /tæmærkoz/ VerbEnglishconcentrateУкраїнськазосередитисяExampleاز بس سر و صدا هست، نمیتوانم [تمرکز کنم].I can't concentrate with all that noise.تمرکز کردن در اینجا به معنای حفظ توجه است.