آستانه /ɒːstɒːnɛ/ Noun
- English
- threshold
- Українська
- Поріг
Example
- او پایش را بر **آستان** سابید. (آستان / آستانهٔ در / آستانهٔ ورودی) — او با بیاعتنایی پایش را بر آستان کشید.
- He wiped his feet on the threshold.
- استفاده از فعل 'ساییدن' (Wipe) با 'آستان' بسیار رایج است.