توجیه /toːdʒiːh/ NounEnglishjustificationУкраїнськаобґрунтуванняExampleهیچ توجیهی برای این قیمتهای گزاف وجود ندارد.There is no justification for such high prices.استفاده از «توجیه» در موقعیتهای مالی رایج است.