باقیمانده /bɒːɢiːmɒːndɛ/ NounEnglishremainderTiếng Việtphần còn lạiExampleمن تعدادی از کتابهایش را نگه داشتم و **باقیماندهی** آنها را بخشیدم.I kept some of his books and gave away the remainder.باقیمانده در اینجا نقش مضافالی را دارد.