چکمه /puːtiːn/ Noun

English
boot
Tiếng Việt
giày ống

Example

  • او پیش از رفتن به برف، چکمه‌های چرمی‌اش را پوشید.
  • She put on her leather boots before heading out into the snow.
  • چکمه در ایران بیشتر برای فصل زمستان و مناطق روستایی کاربرد دارد.