دست /dæst/ NounEnglishhandTiếng ViệttayExampleاو دستش را برای احوالپرسی به سوی همسایه جدید دراز کرد.She reached out her hand to greet the new neighbor.استفاده از ضمیر ملکی 'ـَش' برای صمیمیت بیشتر رایج است.