متقاعد کردن /motæɢɒːʔed kærdæn/ Verb
- English
- persuade
- Tiếng Việt
- thuyết phục
Example
- بالاخره توانستم والدینم را [قانع کردن] که اجازه دهند تنها سفر کنم.
- I finally persuaded my parents to let me travel alone.
- در اینجا، «راضی کردن» بار عاطفی بیشتری دارد.