قلم /ɢælæm/ Noun

English
pen
Tiếng Việt
cây bút

Example

  • او دستش را به سوی قلمش دراز کرد تا قرارداد را امضا کند.
  • She reached for her pen to sign the contract.
  • استفاده از «قلم» حس رسمی‌تری نسبت به «خودکار» دارد.