بحرانی /bohrɒːniː/ Adjective
- English
- critical
- Tiếng Việt
- then chốt / chỉ trích gay gắt
Example
- واکنش او به سیاست جدید **بسیار سنجشگرانه** بود. (نقدکننده)
- She was highly critical of the new policy.
- در اینجا 'سنجشگرانه' (قید) بار معنایی نقد دقیق را میرساند.