سوپ /suːp/ Noun

English
soup
Tiếng Việt
canh

Example

  • ایشان یک [سوپ] مرغ غلیظ برای خانواده [تدارک دیدند].
  • She prepared a hearty chicken soup for the family.
  • تدارک دیدن (فعل مرکب) حس مراقبت را منتقل می‌کند.